مردی که ميخواست اما نتوانست
     
 

 

پس از

 
یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٩

ابلهان را!
هر چه بینند هم او فریاد کنند
در مجمع ننشستند و از او یاد کنند
به تاریخ ننازیم که صد کار شده است
عاقلان را!
باشد که بپا خیزند و یک کار کنند.

 
  لینک دائم


 

لحظه رسیدن

 
سه‌شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٧

لحظه رسیدنت به من اوج تمام لحظه هاست خنده به حال من چه سود که عشق من هوس نبود چه بگذری، چه نگذری گذشتم از خیال تو خط سیاه عشق ما به نقطه چین بدل نشد فاصله ها با گذشت به دست تو که پر نشد نیرنگ ،زندگی بی رنگ چه خوش زدی بنام عشق به قالب وجود من تمام اشتیاق تن گذشتن از پل هوس خزان آرزوی من که سر رسید به بوسه لبم پس از شکست عشقمان تولدی دوباره بایدم عجب خیال عبثی مرگ منم، تولدم سکوت دشت انتظار صدای خواب ما شدن ورود بی ندای تو شروع سرنوشت من غروب زرد بی کسی طلوع سرخ وسوسه سیاه، جنگ تن به تن شهادت نجابتم.......

 
  لینک دائم


 

هیچ

 
سه‌شنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٦

قصه ای ساخته ای با خیانت های خودمی گریزم پشت سایه پنهان کنم خواستن ها رااگر چه زنجیر به پایم نیست امااین چه دردی است که دارد وجدانابن چه غمی است که دارد هجرانخسته ام باور کنجدایی رابی هم نفسی راباور کن باور کنچیزی نیست که ببازیم من و توعشقی نیست که آشیانی سازیم من وتورنجترس و تنهاییانتقام میگیرنداز من بجای توآه ای آفتاب سوزانسایه ها را بسوزانطاقتی دیگر ندارم هیچعمر هم پایان یافتروزها به پایان نزدیکاز عشق هم حاصلی داریم .............هیچ.

 
  لینک دائم


 

دست من

 
جمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦

آرام تر آرام تردست من سالهاست می شکفد اماپاییز بی خبر از راه می آیددست من معبد عشق استکوچه پس کوچه هایشهمه عطرآگین استدست من نبض عشق را می داندگره زدن بر طناب دار را هم دست من هیچ گاهمشت نشدمگر از روی حسرتدست من حالا تنهاستبشکندایندست من دستی که لایقدستت نشد. 

 
  لینک دائم


 

گستاخی های من

 
پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

این بار وسعت خواسته هایم نشان از اوج گستاخی من دارد

این اولین باری نیست که کورکورانه عاشق می شود

 و هیچ راه گریزی پیدا نمی کند

 تو را دیده ام و به یادت بارها گل هایی به چه زیبایی چیدهام

اما

 نبوده ای تا با تمام وجود و نهایت احساس آن را به پایت پر پر کنم

 تا به حال کلامی از محبتم برای خود نشنیده ای

 و من همه را در تنگنای سینه ام پنهان کرده ام

 تا اگر شاید

 دیر زمانی آن چنان جسارتی پیدا شد تا حرف های نا گفته رویاهایم را بگویم

 هنوز انقدر زیبا باشند تا ارزش شنیدن را داشته باشند

 اما می دانم تمام این بیهوده انگاری جز سرابی در بی نهایت جاده زندگی نیست

 و نابودی فرصت هایی ست که دیگر گاه باز نخواهند گشت.

دوست دارم مرا برای لحظه ای در کنار خود احساس کنی و باز امادیگر هیچ.

 این برای من کوتاه ترین زیباترین نداشته های زندگیم است

اگر این چنین بود که نیست

بار ها وبار ها دوستت خواهم داشت.

 
  لینک دائم


 

پرسه

 
پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦

انچه من مي پنداشتم زر و زيور و رنگ و لعاب همه با هم اميخته بود

و اي كاش زر مي بودي و پشت لعاب مسين مي ماندي

نه اينكه خاكي و بسا از خاك هم كمتري ولي رنگ طلا بخود مي زني

حيرانم همه جا را سرك مي كشم به دنبال آغوشي امن مي گردم

شب را از وهم تاریکی ها می خوابم و روز را چشمم طاقت روشنایی ندارد

ویرانگی و خرابی از کجا بر چهره ات آشکار شد

وصف زیبایی هایت را در ماه و ستاره ها جستجو می کردم

می خواستی زندگی را دوباره بر خاکستر عشق خیالی بسازی

می دانم خسته ای اما تلاشت اینجا قلب کسی را نمی لرزاند

اینجا آنقدر روشنایی هست که سیاهی ودربدری های قلب تو هیچ کدام نمایان نیست

بر دیواری که صفحه زندگیم بود رنگها پاشیدی ، شیرین نقش زدی نفرت را

آسمانی هم اگر بودی پاکیت را به چشمهای شیطان باختی

.

 
  لینک دائم


 

 

 
دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦

شاید بودن و شاید مرگ ........

 
  لینک دائم


 

 

 
دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦

و آنگاه که عشق از ورای دریچه چشم تو به سوی قلب من می آید

عجولانه احساس عاشقی می کنم

سعی می کنم منطق را در پیمانه عقلم بگنجانم

اما کوچک تر از ان است که به هنگام دیدن تو خود را عاقل بپندارم

آنقدر سوهان بر پیکر روح نا جورم کشیدهام که تن بیچاره ام فریاد نا شکری

بانگ می زند

نمی خواهم افسردگی و دیوانگی و پریشانیم را آیه ای از وجود تو در ذهنم بدانم

اما باز این تو هستی که هر بار در اوج خوابم شروع می کنی قصه ای دوباره از زندگی را.

ای کاش فرهاد ‌.مجنون و شاید... 

من همینم که هستم

وصله و پینه هایی که بر قلبم می زنم پوسیده تر از آن استکه طاقت باری

به بزگی عشق را داشته باشم

همین امروز فکر چاره ای می کنم.

 
  لینک دائم


 

 

 
یکشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٥

لحظه های زیادی را پر پر می کنم تقریبا تمام زمان من

اما

زندگی در لحظه های بی تو بودنم فقط و فقط حجم کوچک همین

ثانیه های بی رنگ است

هرگز اما .......

 
  لینک دائم


 

اعتراف

 
یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٥

اعتراف

 در حمايت ازغرور شكسته

و شكست در برابر غرور

به گناه در پشت پرده هاي سادگي،

به خواستني بي انتها

و نتوانستن در حيرت از آرزوها

بگذار زندگي كنم در پناه احساسي دور از گناه

بگذار زندگي كنم در پس سلامي صادقانه

بگذار عاشقي كنم

بگذار زندگي كنم

در اين هواي پر غبار

ماه و ستاره هاي گم

چگونه زندگي كنم

عاشقانه هاي بي صدا،

مرا هر قاصدك آبستن پيغام مرگ است

مرا ثانيه ها خسته از اين دور وتسلسل

مرا عاقبت بوسه مرگ

همين نزديك و همين دور

چگونه زندگي كنم

چگونه عاشقي كنم

 

 
  لینک دائم

گناهکار





نویسندگان
گناهکار


آرشیو وبلاگ
۱۳۸٩/٢/٤
۱۳۸٧/٥/٥
۱۳۸٦/۱٢/٢٥
۱۳۸٦/۱٢/٤
۱۳۸٦/٩/۱٠
۱۳۸٦/٤/۱٦
۱۳۸٦/٤/٢
۱۳۸٦/۱/۱۸
۱۳۸٥/۱٢/۱٢
۱۳۸٥/۱۱/٧
۱۳۸٥/۸/٢٧
۱۳۸٥/۸/٢٠
۱۳۸٥/۸/۱۳
۱۳۸٥/۸/٦
۱۳۸٥/٧/٢٢
۱۳۸٥/٧/۱٥


یاران
کلبه دل تنگی های من
بارون بهاری
هزار راه نرفته
پروين جون
پرواز به سوی آرامش ابدی
بسوی آرامش ابدی
لینکوگراف
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراحی وب
خرید اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ

وبلاگ فارسی

feed