این بار وسعت خواسته هایم نشان از اوج گستاخی من دارد
این اولین باری نیست که کورکورانه عاشق می شود
و هیچ راه گریزی پیدا نمی کند
تو را دیده ام و به یادت بارها گل هایی به چه زیبایی چیدهام
اما
نبوده ای تا با تمام وجود و نهایت احساس آن را به پایت پر پر کنم
تا به حال کلامی از محبتم برای خود نشنیده ای
و من همه را در تنگنای سینه ام پنهان کرده ام
تا اگر شاید
دیر زمانی آن چنان جسارتی پیدا شد تا حرف های نا گفته رویاهایم را بگویم
هنوز انقدر زیبا باشند تا ارزش شنیدن را داشته باشند
اما می دانم تمام این بیهوده انگاری جز سرابی در بی نهایت جاده زندگی نیست
و نابودی فرصت هایی ست که دیگر گاه باز نخواهند گشت.
دوست دارم مرا برای لحظه ای در کنار خود احساس کنی و باز امادیگر هیچ.
این برای من کوتاه ترین زیباترین نداشته های زندگیم است
اگر این چنین بود که نیست
بار ها وبار ها دوستت خواهم داشت.